حلقه
نوشته های محمد صادق احسان بخش

ما فکر میکنیم مدیریت عالم با ماست.میخواهیم همه مشکلات را خودمان حل کنیم.

فکر میکنیم عقل کل و قدرت لایتناهی هستیم.فقط خودمان را میبینیم.

فکر میکنیم همه حوادث تصادفا به وقوع می پیوندند در حالی که هیچ چیز در این عالم تصادفی نیست.

این عالم مدیر دارد و این مدیر هم قویترین مدیر است و حساب همه کارهایش را دارد و میداند چه میکند.

هیچ اتفاقی در این عالم اتفاقی نیست.هیچ حادثه ای بدون نظر او رخ نمیدهد.و ما تسقط من ورقه الا یعلمها الله.

هیچ برگی از درخت نمی افتد مگر اینکه خداوند از آن آگاه است.

این عالم دارد توسط بهترین مدیر مدیریت میشود.اگر ما این مدیریت را در نظر نگیریم و بخواهیم به تنهایی تمام زندگیمان را مدیریت کنیم دچار زحمت و ضرر فراوانی میشویم و کاری از پیش نخواهیم برد.

ما باید به وظیفه خودمان عمل کنیم باقیش را او میداند که چه کند.

چه زیبا فرموده اند: "العبد یدبر و الله یقدر"

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()

 

هر کامپیوتری(ببخشید رایانه ای!) که بخرید روی آن یک سری برنامه نصب شده 

است.برنامه هایی که اگر نباشند اصلا آن دستگاه کامپیوتر نیست بلکه یک قوطی

بزرگ است!

این برنامه های اولیه باید باشند تا شما بتوانید برنامه های دیگری نصب کنید و حتی

بتوانید با آن دستگاه کار کنید.اما این ها  لازم و ضروری هستند ولی کافی نیستند.

بعدا شما باید برنامه های دیگری روی آن کامپیوتر نصب کنید.

انسان هم همینگونه آفریده شده است.وقتی خدای متعال شما را خلق میکرد برنامه

هایی در وجود شما نصب کرد که اگر آن برنامه ها نبود دیگر شما انسان نبودید!

یکی از این برنامه ها برنامه "بهتر طلبی" است.به خاطر همین برنامه است که همه

انسان ها دنبال رشد و رسیدن به بهترین ها هستند و از رکود در یک مرحله بیزارند.به

خاطر همین برنامه است که یک ثروتمند هر چقدر هم پول داشته باشد، باز هم دنبال

به دست آوردن پول بیشتری است ،یا یک عالم به دنبال علم بیشتر و یا یک

سیاستمدار به دنبال قدرت سیاسی بیشتر و....

اما هدف خداوند از گذاشتن این برنامه در وجود ما چیست؟

شاید اگر این برنامه نبود و همه به آنچه داشتند قانع بودند، این همه مشکل پیش

نمی آمد و جلوی بسیاری از جنگ ها و درگیری ها گرفته میشد.

باید بدانیم وجود این برنامه ایجاد مشکل نمی کند،بلکه اشتباه گرفتن مصادیق "بهتر"

ایجاد مشکل کرده است.ما فکر میکنیم این عطش را با آب گوارای پول یا قدرت یا علم

یا شهوت و یا هزاران چیز دیگر برطرف میکند به همین دلیل چند وقتی به دنبال آنها

میرویم و فکر می کنیم همان ها بهترین اند اما وقتی به آنها رسیدیم میبینیم که این

آن نبوده است و عمری به جای آب دنبال سراب بوده ایم و هنوز تشنگیمان

پابرجاست.خیلی ها باز هم بیدار نمیشوند و فکر میکنند چون کم به دست آورده اند

سیراب نشده اند! پس سعی و تلاش بیشتری می کنند تا بیشتر به دست بیاورند.

اما وقتی به آن بیشتر هم میرسند میبیند سیراب نشدند.

برنامه نصب شده در وجود ما دنبال بهترین میگردد که خود خداست و هیچ چیز

دیگری هم جایش را نمی گیرد.

عزیز من بیخود دست و پا نزن و این در و آن در نرو.خودش تو را طوری آفریده که فقط

به دنبال خودش باشی و هیچ چیزی بَسَت نباشد.

هر وقت این طرف و آن طرف میروی خداوند مهربان با لبخندی نگاهت می کند و

منتظر می ماند تا برگردی چون خودش میداند چه چیزی خلق کرده و فقط خودش

میداند که چقدر تشنه ای!

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()

 

در بصره زنی بود به نام شعوانه که در همه مجالس فسق و فجور حاضر میشد و آوازه بی

 بند و باری وی بر سر زبان ها بود.روزی با کنیزان خود از راهی میگذشت که دید صدای

 ناله و گریه از خانه ای بلند است.یکی از کنیزان خود را داخل خانه فرستاد تا ببیند چه

کسی مرده است.کنیز رفت اما از او خبری نشد.کنیز دیگری فرستاد و به او تاکید کرد که

زود بازگردد.او رفت و برگشت و گفت ای خاتون ماتمِ مردگان نیست بلکه غوغای زندگان

است.این،شیون و ناله گنه کاران است.شعوانه این را که شنید با خود گفت بروم و ببینم

 در خانه چه خبر است.وقتی داخل خانه شد دید واعظی نشسته و بر گرد او افرادی

 نشسته اند و ایشان را موعظه میکند و از عذاب خدا میترساند و آنها

همگی به گریه و زاری مشغولند. واعظ این آیات را تفسیر میکرد:

إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَیُّظاً وَ زَفِیراً ﴿فرقان-12﴾

 وَ إِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَکَاناً ضَیِّقاً مُقَرَّنِینَ دَعَوْا هُنَالِکَ ثُبُوراً ﴿13﴾

 لاَ تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً وَاحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثِیراً ﴿14﴾

"‌ وقتى که جهنم از فاصله‏اى دور گنه کاران را ببیند، [گنه کاران] فریاد خشم و خروش

جهنم را مى‏شنوند.

و در حالی که در غل و زنجیر گرفتارند در مکانی تنگ در جهنم افکنده می شوند، و در آن‏

حال طلب مرگ می کنند.

امروز یک بار طلب مرگ نکنید بلکه بسیار طلب مرگ کنید."

شعوانه وقتی این آیات را شنید گفت ای شیخ من یکی از روسیاهان درگهم .آیا اگر توبه

کنم ،توبه ام پذیرفته میشود؟

شیخ گفت: آری اگر توبه کنی گناه تو آمرزیده میشود حتی اگر گناهانت به اندازه شعوانه

باشد.

گفت ای شیخ من شعوانه ام و توبه می کنم و دیگر گناه نخواهم کرد. واعظ گفت : خدا

 ارحم الراحمین است و اگر توبه کنی تو را میبخشد.

پس شعوانه توبه کرد و بندگان و کنیزان خود را آزاد کرد.رفت و دائم مشغول عبادت و

ریاضت بود به حدی که بدنش در نهایت ضعف و ناتوانی قرار گرفت.

روزی در خود نگریست و با خود گفت آه در این دنیا اینگونه گداخته شده ام وای بر من که

در آخرت چگونه خواهم بود

ندایی رسید که ناراحت مباش و بر درگاه بمان تا در روز قیامت ببینی از رحمت من در چه

حال خواهی بود.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()

                   

 من در رابطه با حرکت حضرت ابراهیم(ع)، نسبت به ذبح اسماعیل تأملى داشته‏ام که چطور وقتى تیغ پس از چند بار تلاش، گلوى اسماعیل را نبرید، حضرت به جای خوشحالی،ناراحت شدند و تیغ را به زمین زدند...!

  مگر این یک دستور نیست که مهم را فداى مهم‏تر کن؟بر پایه‏ى همین دستور و همین عقل، ابراهیم اسماعیلش را قربانى مى‏کند.

ابراهیم به مهم‏تر از اسماعیل رسیده و حتى به نزدیک‏تر از خود به خود رسیده و این است که به دستور عقلِ خود، مهم را فداى مهم‏تر مى‏کند؛ گر چه عقل دیگران به این مهم‏تر نرسیده باشد. او مى‏بیند که‏ اسماعیلش در کنار یک آوار و با یک ضربه از سم اسبى به مرگ مى‏رسد و جانش را مى‏بازد. ابراهیم مى‏خواهد این جان از دست رفته را بدست بیاورد و در راهى و در جهتى آن را به جریان بیندازد. ابراهیم مى‏خواهد به رشد برسد و به رشد برساند و این است که با آن دستور، خودش کارد را بدست مى‏گیرد و اسماعیل را مى‏بندد و کارد مى‏کشد و هنگامى که مى‏بیند به او کمک نمى‏دهد و رگ‏ها بریده نمى‏شوند و خون‏ها بیرون نمى‏ریزند، سخت خشمگین مى‏گردد و کارد را بر زمین مى‏کوبد. و اگر همین کار را نمى‏کرد در امتحان باخته بود، که عشقى نبوده و سنجشى نبوده، فقط حرفى بوده و سخنى.

اما خداى ابراهیم ... او نمى‏خواهد اسماعیل‏ها کشته شوند، او مى‏خواهد ابراهیم‏ها آزاد شوند و رشد کنند و به قرب و رضوان دست بیابند.

ابراهیم کارش را تمام کرده بود و به آزادى رسیده بود. و جز این کارى نیست، که حتى اعمال مقدمه هستند و اگر کسى مقدمه را بیاورد و به این آزادى نرسد، کارى نکرده. اگر کسى اسماعیل را بکشد و اسیر این کشتن و این آزادى باشد، کارى نکرده که در هر حال در اسارت است، بى‏جهت نیست که مى‏گویند: نیّةُ الْمُؤمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ.

ما عاشق آفریده شده‏ایم فقط معشوق‏ها را انتخاب مى‏کنیم و براى این انتخاب است که باید آن‏ها را بسنجیم که چه مى‏دهند و چه مى‏گیرند.

قرآن مى‏گوید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا اشَدُّ حُبّاً للَّهِ»؛

 آن‏ها که به سوى حق گرویده‏اند و به سوى «اللَّه» آمده‏اند، از عشق و از محبت شدیدترى نسبت به حق برخوردارند.

ما از محبوب‏هاى خود به خاطر محبوب‏ترى چشم مى‏پوشیم و خوب را فداى خوب‏تر مى‏کنیم و آنچه با اهمیت‏تر است انتخاب مى‏کنیم. با آن که پول را دوست داریم مى‏دهیم تا به آنچه بیشتر مى‏خواهیم برسیم. با آن که جان خود را دوست داریم از جان خود مى‏گذریم تا به آزادى دست یابیم.

عشق شدیدتر و حب «اللَّه» ما را از اسارت غرایز و حب نفس و حب دنیا و حب فرزند آزاد مى‏کند.

ابراهیم با آن که اسماعیل را دوست دارد و خیلى هم دوست دارد، در راه حق و به خاطر دستور او قربانى مى‏کند.

 برگرفته از دو کتاب «روزهاى فاطمه(س)، ص: 49» و « مسئولیت و سازندگى، ص: 42» اثر مرحوم استاد علی صفایی حائری

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، یکی از روحانیون کاروان عتبات عالیات که از استان چهار محال و بختیاری عازم عتبات عالیات شده بود، بر اثر انفجار بمب در مسیر کاظمین - سامرا مجروح و بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسید.
ساعت هفت و 45 دقیقه بامداد روز 13 مهر ماه بر اثر انفجار بمبی در منطقه تاجی در مسیر کاظمین - سامرا ، تعداد دیگری از زائران نیز مجروح شدند که به صورت سرپایی مداوا شدند.
حجت الاسلام حجت اله صادقی روحانی کاروان از استان چهارمحال و بختیاری بر اثر انفجار بمب در روز 13 مهرماه مجروح شده بود که پس از گذشت دو روز و موثرنشدن معالجات در بیمارستان کاظمین به شهادت رسید.

دفتر نمایندگی بعثه مقام معظم رهبری منطقه  اصفهان در پیامی شهادت این روحانی را تسلیت گفت.متن پیام بدین شرح است:
 شهادت روحانی دلسوز وفداکار خادم زوار سیدالشهداء وائمه مظلوم عراق( علیهم السلام) حضرت حجت الاسلام والمسلمین مرحوم مغفور آقای حجت اله صادقی که صبح روز جمعه مورخ15/7/1390دراثر جراحات وارده در مسیر کاظمین به سامرابه دست   یکی از کور دلان و مصادیق واقعی اخسرین اعمال به وقوع پیوست را به امت اسلامی و مردم شهید پرور شهر دولت آباد و خانواده آن عزیز تسلیت عرض می نماییم.

 

 

 

                                                                                   

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()

                  

نمازی که سریع و بی توجه خونده بشه مثل نونیه که سریع از تنور در آوردن و هنوز خمیره.

نماز با مستحباتش هم شبیه نون کنجدی خشخاشیه.خوشمزه تره!

حالا این نماز داغش خوبه .یعنی اول وقت.هر چی هم از اول وقتش بگذره بیات میشه.از دهن میفته.

                

خدایا طعم یک نماز خوش مزه را به ما بچشان.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()

یک قران گذاشتم کنار کامپیوتر.هر وقت کامپیوتر رو روشن میکنم،تا ویندوزش بالا بیاد قران رو بر میدارم و یک آیه با معنی میخونم.خیلی لذت بخشه وقتی خدا باهات حرف میزنه.

یک بار امتحان کنید.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()

 

خدایا از همه نمازهایی که خواندم اما حواسم نبود با  چه کسی حرف میزنم توبه میکنم.

خدایا از همه روزه هایی که گرفتم اما  چشم و گوش و دل و زبانم روزه نبود توبه میکنم.

خدایا از همه قران هایی که خواندم اما حتی به اندازه یک نت خوندن بهشون دل ندادم توبه میکنم.

خدایا از همه دعاهایی که فقط برای خودم کردم و فقط برای رسیدن به هوسهای خودم کردم توبه میکنم.

خدایا از همه  عبادتهایی که به آنها مشغول شدم و به خاطر آن از عبادتهای بزرگتر غافل شدم توبه میکنم.

خدایا از همه افطاری هایی که دادم اما پر از چشم و هم چشمی و اسراف بود توبه میکنم.

خدایا از همه صدقاتی که دادم اما با منت و اکراه و طلبکاری بود توبه میکنم .

خدایا از همه عبادتهایی که نتیجه اش فقط عجب و غرور بود توبه میکنم.

خدایا از همه عبادتهایی که انجام دادم اما نیتم غیر از تو بود توبه میکنم.

خدایا از همه عبادتهای بی حال و از روی عادتم توبه میکنم.

خدایا از همه توبه هایم که بارها شکستم توبه میکنم.

 

خدایا من که عباداتم اینگونه است تو خود حساب کن با گناهانم چه باید بکنی؟؟؟

چو شکست توبة من،مشکن تو عهد،باری       به من شکسته دل گو،که:چگونه‌ای؟کجایی؟

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()
 

 

در احادیث آمده است که در آخر هر روز از روز های ماه مبارک رمضان در وقت افطار ، حق تعالی هزار هزار نفر را از آتش جهنم آزاد می کند ، و چون شب جمعه و روز جمعه می شود، در هر ساعتی هزار هزار نفر را از آتش جهنم رها می سازد که هر یک مستحق عذاب الهی باشند ، و در شب و روز آخر ماه رمضان به تعداد آنچه در تمام ماه آزاد کرده است ، آزاد می کند. و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که : «هر کس در ماه رمضان آمرزیده نشود ، آمرزیده نگردد تا ماه رمضان سال آینده ، مگر که در روز عرفه در عرفات حاضر شود.»

پس ای عزیز :

مبادا که ماه رمضان به پایان رسد وگناهان تو همچنان باقی مانده باشد و در هنگامی که روزه داران مزد های خود را بگیرند ، تو از محرومان و زیانکاران باشی , پس تقرب بجوی به سوی خداوند تبارک و تعالی .و بدان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرموده اند : «چه بسیار کمند روزه داران و چه بسیارند گرسنگی کشندگان »

 

 پ.ن:خدایا به حق شهید این ماه،ما را هم یکی از هزاران هزار آزاد شده این ماه قرار بده

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠ توسط محمد صادق احسان بخش | پيام ها ()