مواظب باشیم گول ظاهر افراد را نخوریم


یک نشریه در قطع a5 برای اردوی جنوب تهیه شده .اگه کسی به دردش میخوره میتونه
استفاده کنه.البته در غیر از اردوی جنوب هم میتوان استفاده کرد
http://halqee.persiangig.com/1emam%20zaman.jpg
http://halqee.persiangig.com/2%20ahd.jpg
http://halqee.persiangig.com/3gomnami.jpg
http://halqee.persiangig.com/4%20vazife.jpg
http://halqee.persiangig.com/5%20faghih.jpg
http://halqee.persiangig.com/6%20tanz.jpg
http://halqee.persiangig.com/7%20norooz.jpg


شما کدام را می پسندید؟!
بیداری اسلامی حالا دیگر به امریکا هم رسیده است.از این به بعد شاهد جوانه زدن
های بیشتری خواهیم بود.
باش تا صبح دولتش بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است
نکته دیگر اینکه طبیعتا ریزش هایی هم خواهند بود.غم به دلتون راه ندین.فقط دعا
کنیم برای عاقبت به خیری خودمون و دیگران.
این آیه هم به نظرم خیلی زیبا آمد و گویا برای امروز ما نازل شده است:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ
عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ
ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (54-مائده)
اى کسانى که ایمان آورده اید، هر کس از شما از دینش برگردد، به زودى خداوند
قومى را مى آورد که آنان را دوست مى دارد و آنان نیز او را دوست مى دارند. [این
قوم] در مقابل مومنان متواضع و در برابر کافران سرسختند. در راه خدا جهاد مى کنند
و از ملامت هیچ ملامتگرى نمى ترسند. این فضل الهى است که آن را به هر کس
که بخواهد مى بخشد.و خداوند گشایشگرى داناست.
بعد از اینکه این مطلب را نوشتم یکی از دوستان گفتند که بهتر است اسم مطلب را
از دست دادن بذارید.هر از دست دادنی یا به دست آوردنی با دست دادنی مرتبط
است.یکی دست به دست عالمی ربانی میدهد و دیگری دست در دست ....
یکی دین از دست میدهد و دیگری دین به دست می آورد.از دست این دستها.
ای بسا ابلیس آدم روی هست
پس به هر دستی نباید داد دست
تشکر از آقا مصطفی





![]()


علامه مصباح یزدی از شخصیت های علمی بسیار بزرگ جهان اسلام هستند.کتاب های
ایشان در زمینه های اخلاق، فلسفه ، تفسیر و ... بسیار کاربردی و مفید است.موسسه
امام خمینی که توسط ایشان در اوایل انقلاب تاسیس شد تا به حال شاگردان بسیاری
پرورش داده که هر کدام در سنگری منشا برکات فراوان شده اند.شاید همه اینها موجب
شده که مقام معظم رهبری ایشان را شهید مطهری زمان بدانند. یکی دیگر از ویژگی
های برجسته ایشان بصیرت و و دید بسیار عمیق سیاسی ایشان است که فعلا موضوع
این پست من نیست.
همچنین سال هاست که ایشان در شهر مقدس قم درس اخلاق میگویند و افراد زیادی
هم در درس اخلاق ایشان حاضر میشوند.
اما چیزی که برای من از همه اینها جذاب تر بوده و بیش از همه تحت تاثیر قرار داده رفتار
و منش اخلاقی ایشان است.در بین همه فضائل اخلاقی ایشان که به حمدالله بسیار هم
زیاد است تواضع ایشان بسیار عجیب و مثال زدنی است.تواضعی که در صحنه های
مختلف شخصا از ایشان دیده ام.اجازه بدهید به چند نمونه که شخصا شاهد بودم اشاره
کنم:
1-چند سال پیش در مسجدی سخنرانی داشتند وقتی که تشریف آوردند یکی از طلبه
ها پشت تریبون داشت برنامه ها را توضیح میداد.ایشان بلافاصله کنار درب مسجد
نشستند تا کسی به احترام ایشان بلند نشود و مجلس به هم نخورد.ناگهان پیرمردی
که سر و وضع مناسبی نداشت و معلوم بود که فقیر و گدا است نزد ایشان آمد.از آن
افرادی که شاید ما جواب سلامشان را هم ندهیم! ایشان به احترامش ایستادند و به
طور کامل به حرفهایش گوش دادند و مهربانی و لبخند با او صحبت کردند.
2-در بسیاری از سخنرانی هایشان که خیلی از آنها برای شاگردانشان بیان میشود
ایشان با تواضع واقعی و بالای خودشان حرفهایشان را درس پس دادن محضر حضار
مینامند و از اینکه شاید خیلی مفید نباشد پوزش میطلبند! در صورتی که سخنان ایشان
بسیار دقیق و عالمانه است.
3-در محفل دیگری که برای تجلیل از اساتید موسسه امام خمینی برگزار شده بود ایشان
خم شدند و سعی داشتند دست یکی از شاگردانشان که از سادات و اساتید موسسه
بود را ببوسند. این در حالی است که ایشان اجازه نمی دهند کسی دستشان را
ببوسد!
عارف و زاهد و صوفی همه طفلان رهند مرد اگر هست به جز عالم ربّانی نیست
پ ن:آدرس پایگاه اطلاع رسانی ایشان برای دریافت اطلاعات بیشتر:
چند روز پیش سوار اتوبوس خط واحد شده بودم، دیدم آقای راننده یک نوار از سخنرانی های مرحوم کافی را گذاشته و همه هم غرق در گوش دادن به داستان ها و نکات شیرین و آموزنده اش هستند. چند وقت پیش هم دیدم توی یک نانوایی قفسه ای با چند کتاب گذاشته اند، که مردم وقتی توی صف هستند وقتشان تلف نشود و به مطالعه بپردازند.یک پایگاه بسیج هم تعدادی تسبیح خریده بود و به یک نانوایی سنگک هدیه داده بود تا کسانی که میخواهند توی صف ذکر بگویند، از آن تسبیح ها استفاده کنند.آرایشگاه نزدیک منزلمون هم تعدادی کتاب روی میز جلوی مشتریاش گذاشته که کتاب خوان ها بیکار نباشند و ده ها طرح کوچک فرهنگی دیگر که شاید شما هم از نزدیک دیده باشید.
اینها نشان از سطح بالای فرهنگی مردم ما دارد.سطح فرهنگی ای که حتی با خارج از کشور هم قابل مقایسه است اگر نگوییم بالاتر است.
به نظر می رسد مدیریت و اجرای کارهای فرهنگی توسط خود مردم و در یک کلام جهاد فرهنگیِ مردمی،کاری است که آثار و نتایج بسیار زیادی در بر خواهد داشت.(ما که از این شوراها و دفتر ها و سازمان ها و تلویزیون و سینما و ورزش و روزنامه ها و ... خیلی چشممون آب نمی خوره.اینقدر کارهای مهم سیاسی هست که کسی وقت نکنه به کارهای پیش پا افتاده فرهنگی بپردازه!!!)

کاش بعضی از مسئولین فرهنگی ما هم به اندازه یک راننده اتوبوس یا شاطر نانوا یا آرایشگر میفهمیدند و یا دغدغه داشتند.بیش از این هم ازشون انتظاری نداریم.باور کنید بعضی از این دستگاه های عریض و طویل حتی اندازه بعضی نانوایی ها و آرایشگاه ها هم خروجی نداشته اند.باور کنید.
خیلی مردی میخواهد که یک تنه جلوی آدم های ضعیف فرهنگی بایستی.خیلی مردی میخواهد که همه مسخره ات کنند اما یک قدم عقب ننشینی.خیلی مردی میخواهد که حرفهای درشت بشنوی اما از حرف درستت کوتاه نیایی.
خیلی مردی میخواهد که هوچی بازی و گنده گویی و توهین های طرف مقابل را برای فرار از ضعف هایش بشنوی اما فقط لبخندی ملیح بزنی و نقد عالمانه ات را ادامه بدهی.خیلی مردی میخواهد که در این جو شدید غیر فرهنگی جو گیر نشوی.
خدا رحمت کند سید شهیدان اهل قلم را که میدانست کجا و روی چه کسانی سرمایه گذاری کند.

خیلی شخصیتش را دوست دارم.
امروز با ماشین از جایی رد میشدم.یک دفعه دیدم یه آقای پیرمردی با لباس سفید بلند و شلوار سفید دارن از دامنه کوه میان پایین و میرن طرف ماشین. خیلی برام جالب بود این حالت.خوب که نگاه کردم دیدم حضرت آیت الله نوری همدانی از مراجع تقلید عالیقدرمون هستند.با اون لباس خیلی زیبا و دوست داشتنی شده بودند.تقریبا بهت زده شده بودم.تا اومدم به خودم بجنبم سریع سوار ماشین شدن و رفتن.اولین بار بود که حس کردم چقدر جای یک دوربین عکاسی یا فیلمبرداری خالیه!

خیلی خوبه که مراجع ما هم اینگونه ورزش میکنند اونم در یک جای عمومی.کاش صدا و سیما این صحنه ها را تصویربرداری و پخش میکرد.قطعا برای مردم هم جذاب و آموزنده خواهد بود.بعضی دیگه از علما را هم دیدم یا شنیدم ورزش کردنشون را در بعضی بوستان های قم.
خدا همشون رو حفظ کنه و سایشون رو مستدام بداره انشاالله
بنده همان موقعی که در دانشگاه شیراز بودم و فیزیک می خواندم، متوجه شدم که مشکل فرهنگی ما در ضعفی است که ما در علوم انسانی داریم. قشر مذهبی اصلا توجه نداشتند به خطری که در حوزه علوم انسانی ما را تهدید می کرد. من شاگرد اول دانشگاه شیراز در مقطع کارشناسی ارشد بودم. همه هم دوره ای های من بورس گرفتند و برای ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی سفر کردند. بنده به این نتیجه رسیدم رشته فیزیک را با اینکه خیلی به آن علاقه داشتم رها کنم و وارد علوم انسانی شوم. برای این کار به دانشگاه تهران سر زدم ولی مرا نپذیرفتند.

من مجبور شدم تمام کتب دوره دبیرستان را خریداری کنم و به عنوان یک دیپلمه ساده در کنکور شرکت کردم و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران شدم. مدت ها کسی نمی دانست که من استاد دانشگاه هستم. در تمام دوران تحصیل، هم و غم من این بود که این شعله را در بچه های مذهبی و متدین ایجاد کنم که نباید این بچه های مذهبی را فقط به سمت پزشکی و مهندسی سوق داد. تا اینکه انقلاب شد.
از اول انقلاب همین هدف را داشتم و الان هم بنده دو ساعت دکتری درس می دهم و در عین حال معلم دبیرستان فرهنگ هم هستم. در دبیرستان فرهنگ قرآن درس می دهم. در همین تابستان نهج البلاغه درس می دادم.
بخشی از سخنان دکتر حداد عادل در نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور

چندی است خبری نقل محافل گشته مبنی بر اینکه قرار است بستنی طلایی در رستوران برج میلاد عرضه شود و قیمت آن حدود 400000 تومان است(معادل چهار میلیون ریال)
برای اینکه این کار فقط مخصوص عده ای مرفه بی درد نباشد و سایر اقشار مردم هم بتوانند از برکات این طرح عظیم فرهنگی استفاده کنند، چند پیشنهاد محضر مبارکتان معروض می گردد :
1-دولت خدمتگزار وام هایی با سود پایین مخصوص خرید بستنی به افراد کم در آمد اختصاص دهد.چرا که این بندگان خدا اگر پول ندارند،دل که دارند و دلشان هم حتما بستنی میخواهد.

2-برای اینکه این وام ها فقط در محل مورد نظر مصرف گردد و اصطلاحا انحراف از هدف نداشته باشد ، کارتهایی طراحی گردد با عنوان "بستنی کارت" که این کارتها فقط قابلیت استفاده در رستوران برج میلاد را داشته باشد تا خدای نکرده کسی حتی به فکرش هم نرسد که در جای دیگری این وام را خرج کند.البته گرفتن تعهد کتبی نیز راه مناسبی به نظر میرسد.
3-همچنین با توجه به استقبال شدید عده ای از بستنی طلایی ،مناسب است تنوع را در این بستنی ها بیشتر کرد و بستنی مسی(که اتفاقا می گویند برای سلامتی هم خوب است) ،بستنی چدنی ،بستنی آلومینیومی ،بستنی اورانیومی (که علاوه بر سلامتی بدن برای سلامتی طبیعت نیز مفید است)،بستنی برنجی ،بستنی با طلای سیاه ،بستنی با طلای کثیف و بستنی با طعم های دیگر که فعلا به ذهن قاصر حقیر نمیرسد ،هم سرو شود.(بالاخره هر کدام از اینها نعمت خداست و حتما یه خاصیتی هم دارد که شاید ما از آن بی اطلاع باشیم اما دلیلی ندارد از آن بی بهره باشیم)
4-برای اجرای بهتر این طرح عظیم فرهنگی_غذایی ،میتوان بستنی های فرسوده و از رده خارج مثل بستنی میوه ای ،بستنی قیفی،بستنی نونی،آلاسکا ،انواع کیم و ... را از بستنی فروشی ها جمع آوری کرد.
پیشنهادات دیگری نیز هست که انشاالله بعد از عمل به پیشنهادات فوق الذکر،آنها را نیز عرض خواهم کرد.

برای اینکه از اعتیاد به اینترنت رها شوید، ساعتی را مشخص کنید و تصمیم بگیرید فقط و فقط در آن ساعت از اینترنت استفاده کنید.هر ساعتی که دوست دارید.مثلا ساعت 5 تا 7 عصر.یادتان باشد این ساعت هیچ جایگزینی ندارد.قضا هم ندارد.یعنی اگر در این ساعت استفاده نکردید نمی شود جابجا کنید و در ساعت دیگری استفاده کنید.
برای بهتر انجام شدن این کار می توانید اعضای خانواده تان را هم از تصمیمتان آگاه کنید که موجب ضمانت اجرایی بیشتر طرح باشد.
البته راه های دیگری هم هست.شاید بعدا ....

دقت کردید قبلنا مردم اکثرا،اسم بچه هاشون رو غلام رضا؛غلام حسین؛غلام علی ،عبدالله ،عبدالرضا و.... میذاشتن؟
اما الان اسمها رو امیر محمد،امیر علی,امیر حسین ،امیر مهدی و....میذاریم؟
امیر شده ایم!

دیروز یه آقای مسنی اومده بود خونمون برای لوله کشی.زینب اومده یواشکی در گوشم میگه بابا مواظب باش آقا تو را خفت نکنه ما رو با خودش ببره
مشهد که بودم بهم زنگ زده میگه بابا برام تفنگ میخری؟گفتم آره برای چی میخوای؟میگه میخوام بکشمت
کلا روحیش خیلی خشن و ترسو شده.خواستم تشکر کنم از صدا و سیما به خاطر فیلم های مناسبشون چه برای بچه ها و چه بزرگترا
پ.ن:زینب دختر سه ساله من

چند سال پیش بود که در ماه مبارک رمضان سریالی به نام "او یک فرشته بود" پخش شد که موضوعش این بود خانمی که همه فکر میکردند فرشته است در حقیقت شیطان بود.سال بعد سریال "اغما" در ماه مبارک روی آنتن رفت.که دقیقا همین موضوع را داشت با این فرق که این بار شیطان یک آقا بود به نام الیاس.امسال هم سریال "سقوط یک فرشته" در حال پخشه.وجه مشترک این سه سریال اینه که یک شخصیت موجه با ظاهری متدین وجود داره که بعد میبینیم در حقیقت شیطان بوده نه اونی که ما فکر میکردیم.با صرف نظر از درستی این مطلب که اصلا شیطان متمثل میشه برای افراد اونم به شکل یک آدم متدین و به این وسعت ،اما جای این سوال هست که اصلا اینقدر تاکید روی این موضوع کار درستی هست یا نه ؟
تا حالا فکر کردید این فیلما ممکنه چقدر موجب بی اعتمادی مردم به یکدیگر بشه؟چند وقت پیش یک خانمی با نگرانی شدید از من پرسید من به همه شک دارم چون حس میکنم شاید شیطان باشند.دیروز هم یک خانم دیگه میگفت با اینکه همسرم آدم متدینی است اما میترسم شیطان باشه که اینطور مجسم شده!
من که متوجه نمیشم این همه تاکید بر شیطان شدن فرشته ها اونم در این ماه رحمت و آمرزش که دست شیطان بسته است ،به چه معناست؟چرا تا به حال برعکسش رو نشون ندادیم.یعنی 30 قسمت کار کنیم روی خوب شدن یک فرد.(شاید بگید عکسش رو هم نشون دادند.اما کارهایی که شده اینگونه بوده که طی 29 قسمت فرد خلاف میکنه و در قسمت آخر به طور معجزه آسایی خوب میشه و به مقام بالاتر از فرشته ها هم میرسه و البته با دختر متدین مورد علاقش هم ازدواج میکنه!)
حالا که صحبت از شیطان شد اصلا شاید خود من که اینجا نشسته ام و این مطالب رو مینویسم شیطان باشم.از کجا معلوم؟!
امشب رفته بودم پیتزا بخرم.تقریبا آخرای شب بود.صاحب مغازه به کارگرش گفت آقا رو راه بنداز.منم میرم دو تا قورمه سبزی میگیرم میام با هم شام بخوریم!
هنوز پیتزای من آماده نشده بود که دیدم با دو تا قورمه سبزی و ماست و دوغ برگشته....

پ.ن:آخرین باری که پیتزا خریدم فکر کنم حدود دو سال پیش بود.